۱۳۹۶/۰۱/۲۶ - ۱۹:۱۱
بررسی حضور جهانی سینمای ایران در گفت‌وگو با رامین رحیمی

بخش بین‌الملل فارابی به‌دنبال ارائه بیلان کاری است/ حرف‌هایی که گفتنی نیست

رامین رحیمی گفت: اساساً ارگان‌های دولتی مثل فارابی فیلم‌ها را کارمندی پخش می‌کنند یعنی حضور پررنگ جهانی مدنظرشان قرار ندارد و در واقع به دنبال یک بیلان کاری هستند که در پایان ارائه می‌دهند و بگویند ما این کارها را انجام دادیم.

بخش بین‌الملل فارابی به‌دنبال ارائه بیلان کاری است/ حرف‌هایی که گفتنی نیست

به گزارش سراج24،مدتی است که به صورت پی در پی اخباری برای رسانه‌ها از سوی کارگردان‌ها، روابط عمومی فیلم‌ها و یا نهاد‌های دولتی برای رسانه‌ها ارسال می‌شود مبنی بر حضور فیلم‌شان در جشنواره‌ای خارجی. بهتازگی فیلم سینمایی «تمارض» در جشنواره برلین و یا «لِرد» در جشنواره «کَن» فرانسه حضور پیدا کرده‌اند آثاری که در داخل کشور نتوانستند با اقبال مواجه شوند و به نمایش در بیایند. بسیاری از آثار دیگر هستند که با حضورشان در جشنواره‌های کم اهمیت در خارج از کشوربرای خود در داخل اعتبار می‌خرند. اینکه چقدر از این جشنواره ها دارای اعتبار است و یا فستیوال‌هایی که معتبر هستند چه نتیجه‌ای برای سینمای ایران و یا فیلمساز دارند مباحثی بود و ما را بر آن داشت که با رامین رحیمی پخش کننده، کارشناس اقتصاد و مدرس سینما است و تجربه همکاری با کارگردان شناخته شده و مطرح سینمای ایران عباس کیارستمی را داشته است در این باره گفت‌وگویی داشته باشیم که متن این مصاحبه به شرح ذیل آمده است.

* ارگان‌های دولتی به دنبال بیلان کاری هستند

_در ارتباط با حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های مختلف خارجی یکسوال مطرح است و آنهم این است که برخی آثار به دلیل اینکه به نوعی نماینده ایران در این جشنواره‌ها محسوب می‌شوند در حالی که محتوای فیلم مورد تایید نظام نیست آیا فکر می‌کنید راه حل منطقی و اصولی برای مدیریت و کنترل این نوع حضور‌ها وجود دارد؟

خیر ، این موضوع را نمی‌توان کنترل کرد حتی اگر نظارت هم باشد، چرا که در حال حاضر سازندگان فیلم اثر خود را در سایت‌های مرتبط به راحتی آپلود می‌کنند و لینکش را برای فستیوال مورد نظر نیز ارسال می‌کنند و آنها نیز فیلم را به راحتی دانلود می‌کنند. شرایط مثل سابق نیست که مثلا نسخه 35 میلی‌متری فیلم ارسال شود. به همین دلیل نمی‌توان این موضوع را کنترل کرد و امروز در شرایطی هستیم که فیلمسازان دیگر خودشان این کار را انجام می‌دهند، اما در مجموع به صورت حرفه‌ای غیر از تعداد محدودی دیگر کسی را نداریم که به خوبی با جشنواره‌ها آشنا باشند و فیلم را برای آنها ارسال کنند البته برخی از نهادهای دولتی مانند بنیاد سینمایی فارابی این کار را انجام می‌دهند اما نه آنچنان که باید . اساساً ارگان‌های دولتی فیلم‌ها را کارمندی پخش می‌کنند یعنی حضور پررنگ جهانی مدنظرشان قرار ندارد و در واقع به دنبال یک بیلان کاری هستند که در پایان ارائه می‌دهند و بگویند ما این کارها را انجام دادیم.

*فستیوال‌های جهانی تنها اعتباری برای کارگردان

_شما به عنوان پمدرسی در عرصه اقتصاد سینما که تجربه همکاری با افراد مطرح این حرفه را داشته کار‌های آموزشی در این زمینه انجام داده‌اید؟

شخصاً برای برگزاری چند کارگاه در دانشگاه ها دعوت داشتم که در ارتباط با اقتصاد سینما بود که به نظرم می‌تواند بحث اقتصاد بین‌الملل سینمای ایران هم به صورت جدی‌تر گرفته و به آن پرداخته شود، اما نباید فراموش کنیم که این فستیوال‌ها عموماً تنها اعتباری است برای شخص فیلمساز و تأثیری در چرخش بین‌المللی آثار سینمای ایران در سایر فستیوال‌ها ندارد.

 

*ظهور جشنواره‌های جهانی برای مقابله با رمبو و هالیوود/ آلترناتیوی برای هالیوود

_اما به هرحال این فستیوال‌های خارجی اشتیاق قابل توجهی برای حضور آثار ایرانی نشان داده‌اند که در این میان فیلم‌سازان شناخته شده ایرانی نیز رتوانستند شناخته شوند. به نوعی نگاه های ویژه ای در جشواره‌های جهانی به سمت سینمای کشورهایی چون ایران وجود دارد.

منتقدین جهانی اساساً در دهه 80 میلادی و فتح گیشه های جهانی با ابر قهرمانان و ظهور رمبو و آرنولد و ... در سینمای هالیوود که نتوانستند مقابل هجمه مخاطبین علاقه‌مند به این آثار را بگیرند تصمیم گرفتند فستیوال‌های بزرگ و کوچکی را شکل دهند و از طرفی با برگزاری این جشنواره‌ها سعی داشتند سینمای دیگری غیر از هالیوود را کشف و به مخاطب معرفی کنند. در این شرایط است که آنها به سراغ سینمای خاورمیانه، سینمای چین و کره و آمریکای لاتین می‌روند و در تمام این بخش‌ها فیلمسازانی را کشف می‌کنند که زنده‌یاد عباس کیارستمی، پرویز کیمیاوی و سهراب شهیدثالث و .....نیز از ایران به این صورت در سینمای جهان دیده و کشف می‌شوند. در واقع باید بگویم این جنس از سینما به عنوان یک آلترناتیو در مقابل سینمای هالیوود عمل کرد.

*جشنواره «کَن» هم به سمت تجاری شدن

_در مقام یک پژوهشگر در حوزه اقتصاد سینما ارزیابی‌تان چیست آیا فکر می‌کنید این فستیوال ها توانسته مقابل سینای هالیوود بایستد یا این که خود نیز از آن تاثیر پذیر شده است؟ 

بانی اصلی دیده شدن سینمای ما از سمت اروپا شکل می‌گیرد ان هم توسط منتقدین و سینماگرانی که سینما را به گونه‌ای غیر از هالیوود می‌دیدند و دنبال می‌کردند. سینمای ما توسط آنها و فستیوال‌هایشان و یک جریانی که به راه افتاد کشف شد اما حالا این جریان فروکش کرده است، اگر نگاه کنید متوجه می‌شوید که حضور جهانی ما از سال 2010 به بعد با دهه 90 قابل مقایسه نیست. گویا آنها نیز تسلیم شده‌اند که نمی‌توانند در مقابل جریان سینمای هالیوود بایستند. مثلاً اگر نگاهی به فستیوال «کَن» در سال‌های اخیر داشته باشیم جایی که بسیاری از کارگردان‌های ما دوست دارند اولین بار فیلمشان در آنجا به نمایش در بیاید تغییر شکل داده است. این جشنواره هم به گونه‌ای تجارتی شده و حضور چهره‌های برجسته آمریکایی که در جریان اصلی هالیوود فیلم می‌سازند و در هیأت داوران جشنواره کن و یا به عنوان میهمان ویژه به روی فرش قرمز قرار می‌گیرند می‌تواند گواه این ماجرا باشد. به هر حال بخشی از هزینه‌های جشنواره را اسپانسرها می‌دهند و آنها نیز ترجیح‌شان این است که هالیوودی‌ها و سوپر استارها آنها که مخاطبان زیادی را جذب می‌کنند نیز حضور داشته باشند.

*فیلمی که برای ما دغدغه بوده در جشنواره‌های جهانی جایگاهی ندارد/ فیلم‌های «اکتیویسیته» در فستیووال‌های خارجی موفق‌اند

- سوالی وجود دارد که باید بدون حب و بغض و با واقع بینی به آن پاسخ داد و آن هم این است که حضور در فستویال‌های خارجی چه دست آورد و یا چه آسیبی برای سینما و سینماگران ایرانی داشته است؟

اساساً فیلم‌هایی از سینمای ما در جشنواره‌ها پذیرفته می‌شود که از دید برگزار کنندگان جشنواره‌های خارجی واقعیت در آن پررنگ‌تر باشد، یعنی جنرال باشد با رنگ و بوی بومی .اما اکثر این فیلم ها و سازندگانشان به دنبال «اکتیویسیته» هستند ، یعنی پررنگ کردن مسائل اجتماعی و فیلمساز در جایگاه یک فعال مدنی قرار می‌گیرد. در این نوع آثار فیلمساز خودش را یک فعال مدنی و حقوق بشر می‌داند و سعی می‌کند سراغ موضوعات حاد برود و بحران ها و تنش ها را به تصور بکشد که از دید آنها (برگزار کنندگان جشنواره‌های خارجی) که به این اتفاقات واقعیت می‌گویند، تا فیلمش پذیرفته شود. اگر دقت داشته باشید فیلم‌های تجاری و یا جنگی ما هیچ وقت در فستیوال‌ها پذیرفته نشدند. آثاری که برای کشور ما دغدغه محسوب می‌شود نیز در میان این فستیوال‌ها جایگاهی ندارند. عموماً فیلم‌هایی که موضوع حاد اجتماعی داشته به خوبی در خارج از مرزهای کشور دیده شده‌اند این نکته در مورد فیلم‌های مستند نیز وجود دارد.

*سواری دومین اسکار فرهادی بر موج سیاست

- به نظرتان شرایط اسکار و حضور در این مراسم و حتی گرفتن آن در روند سینمای یک کشور و شناخته‌تر شدن آن کمک می‌کند؟

برای شناخت بهتر از کشور مبدا و خود فیلمساز ، چرا . البته دو اسکار فرهادی بیشتر برای خودش و کمپانی سازنده و پخش کننده امتیاز داشت. مخصوصا اسکار دوم چرا که کاملاً بر موج سیاسی سوار شد ، با هدایت و منیج کمپانی آمریکایی اش .

البته باید گفت اصغر فرهادی هوشمند است چرا که قصه‌هایی را انتخاب می‌کند که فارغ از موضوعات اجتماعی‌ داخل کشور، می‌توان آن اتفاق را در سایر نقاط جهان متصور شد، اما همین فیلم «فروشنده» را در کنار فیلم سینمایی «گذشته» که اصغر فرهادی در خارج از ایران ساخت قرار دهید متوجه می‌شوید که اتفاق مهمی برای آن فیلم نیفتاده است چرا که فیلم سینمایی «گذشته» ویژگی‌های اورجینال و بومی بودن را نداشت. در واقع این پرسش پیش می‌آید که چرا عباس کیارستمی هیچ وقت از ایران خارج نشد و همواره سعی کرد داخل کشورش بماند. به غیر از دو فیلم آخرش چرا که او هم به این نکته رسیده بود. جشنواره‌های خارجی از فیلمسازان دیگر کشورها چیزی را طلب می‌کنند که خودشان به آن دسترسی ندارند.

*اپوزیسیون دولت و حکومت مورد اقبال فستیویال‌های خارجی

_فکر نمی‌کنید موفقیت و حضور بین‌المللی یک فیلم بیش از آنکه به سینمای ایران کمک کند به کمک فیلمساز می‌آید؟

به نظرم شجاعت می‌خواهد در ارتباط با این مسائل بدون حّب و بغض و با نگاه باز در یک فضای رسمی صحبت کرد.حتی تعداد اندکی از افراد ظاهرا ارزشی هم تلاش می‌کنند در خارج از ایران و در مقابل خارجی‌ها خودشان را یک اپوزیسیون جا بزنند. به نظرم حضورهای بین‌المللی سینمای ایران به یک شفافیت نیاز دارد.

در واقع حضورهای بین‌المللی اتفاق‌های خوشایندش برای فیلمساز است. چرا که آثار بعدی‌اش در جشنواره‌های مختلف راحت‌تر پذیرفته می‌شود و جدا از این می‌تواند از نهادها و ارگان‌های مختلف خارجی «fund»، «کمک هزینه برای ساخت فیلم» بگیرد. اینکه پرچم کشور ما توسط این فیلمسازها برافراشته می‌شود مسئله قابل تأملی است چراکه اگر این طور بود نهادی مانند بنیاد سینمایی فارابی به شدت باید حضور چشمگیرتری در سطح جهان می‌داشت. چرا که نماینده رسمی دولت و حکومت است. اتفاقاً کسانی که از طرف جشنواره‌های خارجی با استقبال روبه‌رو می‌شوند افرادی هستند که به عنوان اوپوزیسیون دولت و حکومت مطرح می‌شوند. 

*همکاری با کیارستمی در داخل برایم جرم محسوب شد/ سینما دست کمپانی‌های یهودی است

_با این تعریفی که ارائه کردید باید کارگردان‌های مستقل موفقیت‌های بیشتری را به دست بیاورند.

در حال حاضر آنهایی که مستقل کار می‌کنند موفق‌تر هستند. به همین منظور خودشان را خارج از سینمای ایران یک فیلمساز مستقل «ایندیپندنت» جا می‌زنند. این در حالی است که ممکن است پول ساخت فیلمشان را از فارابی یا هر جای دیگری گرفته باشند. اگر دقت داشته باشید برخی از دوستان در صحبت‌هایشان از مردم و ملت، فارغ از حکومت نام می‌برند و هیچ وقت از دولت و جمهوری اسلامی مایه نمی‌گذارد. به هر حال چه بخواهیم چه نخواهیم سینما در دنیا دست کمپانی های یهودی است.

این حرف‌ها را کسی می‌زند که بایکوت است و انگ اپوزیسیون به رویش است. خیلی خوشحالم که اگر در داخل هم چوب می‌خورم در خارج از کشور خودم را نفروخته‌ام اما خیلی‌ها در داخل کشور نام متدین به روی خودشان گذاشته‌اند و در خارج از کشور رفتار دیگری را از آنها شاهد هستیم در داخل کشور هم همکاری من با زنده‌یاد عباس کیارستمی برایم جرم محسوب شد.

_کمی از بحث فاصله گرفتیم به طور صریح بگویید که ایا فکر می‌کنید باید حضور فیلم‌ها در خارج از کشور و جشنواره‌های مختلف باید مدیریت و کنترل شود؟

به این ترتیب باید سؤال شما را اینطور پاسخ دهم که ما نمی‌توانیم حضور در جشنواره‌های جهانی را توسط سایر کارگردان‌ها کنترل کنیم و برایشان فیلترهایی در نظر بگیریم. حتی در دوره‌ای بیان شد که باید پروانه نمایش خارجی نیز برای فیلم‌ها صادر شود که ما شاهد بودیم تعداد زیادی از فیلم‌ها در خارج از ایران حضور پیدا کردند، که این فیلم‌ها هیچ وقت نه پروانه ساخت گرفتند نه پروانه نمایش.

با آمدن دیجیتال و امکانات اینترنتی و تعداد زیاد فیلمسازانی که در راه هستند نمی‌توان محدودیت و کنترل خاص و ویژه‌ای برای آنها در نظر گرفت، اما امیدوارم یک آکادمی و یا انجمنی برای آموزش این فضاها برای فیلمسازان به وجود بیاید که در مورد بحث مارکت و حضور جهانی فیلم‌های ایرانی و تأثیرشان صحبت شود. متأسفانه تأثیرات حضور جهانی و آورده‌های آن به لحاظ مالی و معنوی و لطماتی که ممکن است داشته باشد بسیاری از تهیه‌کنندگان ما نمی‌دانند و با آن آشنایی ندارند.

پروژه «محمد رسول الله (ص)» حدودا 60 میلیون دلار برایش هزینه شده است اما هیچ کجا نتوانست اکران بگیرد. علیرضا شجاع‌نوری هم که بازیگر نقش اصلی این فیلم بوده در زمانی مدیر بین‌الملل سینمای ایران بوده است اما برای این فیلم اتفاقی که باید نمی‌افتد. مگر فیلم محمدرسول‌الله (ص) فیلم بدی بوده است؟ یا کیفیت لازم را نداشته است؟ مسئله‌ای که در اینجا در ابتدا مطرح است مسئله مستقل بودن فیلم است . در خارج از ایران برای یک فیلم ویدئویی مسخره که نه فیلمنامه دارد و نه فرم و محتوا که در جشنواره برلین هم حضور پیدا کرده بود می‌توان به راحتی به این نتیجه‌گیری‌ها رسید. از نگاه من تنها 50 جشنواره موثر وجود دارد که حضور در آنها می‌تواند مهم تلقی شود. بسیاری از این فستیوال‌ها دانشگاهی است مثلاً در بخشی رشته شرق‌شناسی دارند که چند فیلم از آسیای شرق در جشنواره آن دانشگاه حضور پیدا می‌کند. و برخی غیر رقابتی.

*اسکار فیلم بد «فروشنده» باعث افتخار نیست

اینطور که می گویید یعنی ارگان‌ها و نهاد‌های دولتی نسبت به نوع حضور بین المللی سینمای ایران ناآگاه هستند.

خیر آگاه هستند اما کم تاثیر . باید به بخش‌بین‌الملل سینمای ایران توجه بیشتری شود و تأثیری که در سینمای ایران به لحاظ مالی به روند فیلمسازی آن می‌گذارد . اگر قرار بود که شاهد تأثیر بسیار ویژه‌ای در کل سینمای‌مان باشیم باید بعد از اسکاری که اصغر فرهادی گرفته بود این اتفاق برای بدنه سینمای ما می‌افتاد که اینطور نبود اتفاق خوشایند برای شخص فرهادی می‌افتد . کمپانی بُرد مالی را میخواهد و اعتبارش برای فیلمساز است ، واقعا باعث افتخار نیست که فیلم بد «فروشنده» اسکار گرفت. موجی که برای این فیلم راه افتاد از جانب یک کمپانی قدرتمند بود آنها این موضوع را راه می‌اندازند تنها برای اینکه پول بیشتری در بیاورند.

فکر می‌کنید چطور توئیت ترانه علیدوستی ، به انگلیسی و در سایت ها ، و خبرگزاری‌های مهم مطرح می شود؟ این اتفاق چگونه می افتد؟ کمپانی با مدیریتی که داشته این چیدمان را رقم زده. ترفندی که فرهادی هم با آن همراه شد.

متأسفانه برخی واقعیت‌های ناراحت‌کننده در سینمای ایران است که در فرهنگ رسمی‌ ما جایی ندارد و فقط قربانی صدقه‌های غیرواقعی رایج است. کمتر افرادی را می‌بینیم ریسک کنند و حرف‌های واقعی حتی به قیمت دردناک بودنش را بزنند.

*نقد‌هایی که براندازند تا سازنده/ تحلیل‌های ضعیف برخی را قهرمان می‌کند

_به این معتقدید که در رسانه‌های ما تعصب های بی‌جا باعث شده برخی تبدیل به بُت شوند و نتوان آنها را نقد کرد واین نوع نگاه در جناح‌های مختلف وجود دارد که در نهایت به ادبیاتی به دور از نقد می‌شویم و جایگاه رسانه در نقد به یک طرفدار تقلیل پیدا می‌کند؟ 

برخی رسانه‌ها هستند که فحش می‌دهند آن هم در قالب نقد و متأسفانه فحش و نقدهایشان با قصد و غرض هم است زمانی که به حرف‌هایشان توجه می‌کنید متوجه می‌شوید که تحلیلی پشت آنها قرار ندارد، مثلاً فردی به عنوان یک منتقد در جایی سمتی دارد و شناختش از بین‌الملل سینمای ایران کم است. اما گویا مأمور شده‌ که افرادی را بزند که متأسفانه نقدهای غیر تحلیلی وی از آن افراد قهرمان می‌سازد. این نوع نقد نه تنها سازنده نیست بلکه برانداز است. برخی رسانه‌ها افرادی را که شایستگی ندارند با ادبیات غیر از نقد تبدیل به قهرمان ملی می‌کنند.

متأسفانه سواد سینمای ایران سواد پایینی است. این ضعف در بحث مارکتینگ حضورهای بین‌المللی بسیار بیشتر به چشم می‌خورد. یکی دیگر از ضعف‌هایی که می‌توان به آن اشاره کرد در مورد افرادی است که صاحب تجربه هستند اما نمی‌توانند آنچه را که دریافت کرده‌اند منتقل و بیان کنند و در این صورت است که در چنین فضایی افراد تنها کار کارمندی انجام می‌دهند.

*نقد فرهنگی اشتباه آدم‌های کوچک را قهرمان می‌کند

- البته باید گفت برخی از فیلمسازان را خودمان با برداشت غلط و استعاره‌ها من‌درآوردی از فیلمش تبدیل به یک اپوزیسیون می‌کنیم.

موافقم. این نوع رفتار و نقد هزینه ایجاد می‌کند نقد فرهنگی اشتباه تنها آدم‌های کوچک را تبدیل به قهرمان می‌کند و فضای رسانه‌ای به این فضا دامن می‌زند متأسفانه دانش برخی از افرادی که در حوزه رسانه قلم می‌زنند حداقل در فضای تحلیلی در عرصه بسیار سینما کم است. گویا فقط قرار است خبری تهیه شود و مصاحبه‌ای انجام بگیرد تا آن روز فقط کاری از جانب آنها صورت گرفته باشد و متأسفانه برخی نیز وارد باندهایی می‌شوند تا به بزرگ‌نمایی تعدادی از افراد سینماگر یا یک جریانی کمک کنند مثلا قرار می‌شود که فلان فستیوال یا عملکرد فلان فرد سینماگر در تیتر رسانه‌ها قرار بگیرد.

*حرف‌هایی که گفتنی نیست!

 

نظرتان درباره برنامه‌های سینمایی مثل هفت چیست؟

به برنامه هفت هم می‌توان انتقاداتی داشت . به نظرم تک جانبه نگری و از آن طرف دیده نشدن بخش دیگر سینمای ایران و خصوصا فیلمسازان و سینمای مستقل، از تاثیر و تریبون برنامه می‌کاهد.

هر چقدر که ما تلاش کنیم که جریان سینمای زیرزمینی را نبینیم به ضررمان تمام می‌شود چرا که این فیلمسازان در ایران کار خودشان را انجام می‌دهند در آن طرف هم که فستیوال‌های خارجی پذیرای این فیلم‌ها است به طور مثال همین تنها نماینده سینمای ایران در جشنواره برلین. به نظرم برخی رفتار رسانه ای ها ، چه راست و چه چپ ، بسیار آزاردهنده‌تر است و تلاش می‌کنند فیلم‌هایی را بزرگ کنند که خود فیلمساز در زمان ساخت اصلاً به آن موارد که آنها بیان می‌کنند فکر نکرده است. البته حرف‌هایی هم هست گفتنی نیست، اما امید که شفافیت و پاسخ گویی در سینمای ما نهادینه شود.

منبع:فارس

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••